اعتصابات و مبارزات کارگران
   مطالبات روز کارگران
   سازمانیابی کارگران
   سرمایه و سرکوب
   سرمایه و بی حقوقی زنان
   سرمایه و کار کودکان
   سرمایه و تخریب محیط زیست
   سرمایه و قانون کار
   سرمایه و سوانح کار
   سرمایه و صفحهٔ حوادث روزنامه‌ها
   آموزش اقتصاد سیاسی
   افق لغو کار مزدی
   جنبش بین المللی طبقه کارگر
   همبستگی انترناسیونالیستی
   نقد رفرمیسم
   کارزار دفاع از کارگران زندانی
   تاریخ جنبش کارگری در ایران و جهان
   ادبیات کارگری
   کارگران و ورزش
   دیدگاه‌ها
 

 بلاتکلیفی کارگران لامپ الوند و راه چاره آن

کارخانه لامپ الوند یک سال پیش همه کارگران خود را بیکار ساخت. در آن روز حرف کارفرمای صاحب شرکت این بود که  کارخانه او در دست بازسازی است. او ادعا می کرد که کارگران یک سال از بیمه بیکاری استفاده خواهند کرد و پس از آن با پایان دوره بازسازی آنان نیز به سرکار خویش بازخواهند گشت. کارگران یک سال با مبلغ بسیار ناچیزی به نام بیمه بیکاری که اصلا کفاف معاش آن ها را حتی با تحمل بدترین شکل خورد و خوراک و پوشاک نمی داد، روزگار گذراندند، به این امید که کارخانه بازسازی شود و آنان به سر کار خویش بازگردند. دوره یک سال اکنون مدتی است پایان یافته و کارگران طبق وعده سرمایه دار به سر کار خویش بازگشته اند. آنان می خواهند کار خود را از سر گیرند، اما می بینند که هیچ خبری از بازسازی یا هیچ نوع تغییر دیگرنیست و اصلاً هیچ کاری برای انجام دادن وجود ندارد. سرمایه دار از کارگران خواسته است که به جای حضور در کارگاه ها در مسجد کارخانه جمع شوند!! این کار چند روز تکرارشده اما از کار خبری نیست و تکلیف هیچ کارگری مشخص نشده است. همه شواهد حاکی است که کارفرما همچون همه همتایان استثمارگرش به دنبال از سر دواندن و خسته و مأیوس کردن کارگران و سپس اخراج کامل آن ها بدون هیچ نوع تاوان یا کمترین تاوان است.

حرف ما با همزنجیران لامپ الوند این است : چرا همین اجتماع روزمره خود در مسجد را به یک شورای کارگری تبدیل نمی کنید؟ مگر نه این است که کارفرما برای شما کار ندارد و مگر نه این است که شما خواستار ادامه کار در این کارخانه هستید؟ بسیار خوب! چرا قبل از این که کارفرما شما را اخراج کند شما او را اخراج نمی کنید؟. کارها را که شما می کنید، پس چرا شورای کارخانه خود را بر پا نمی کنید و خودتان از درون همین شورا تمام امور کارخانه را به دست نمی گیرید؟ مگر حتماً باید برای او کار کنید و از هر 1200 تومانی که تولید می کنید 1100 تومان آن را به  صورت ارزش اضافی به سرمایه دار بدهید؟ چرا خودتان تولید را راه نمی اندازید؟  

پاسخ شما روشن است و ما نیز چند و چون آن را می دانیم. شما می گویید اولا اداره کارخانه از ما برنمی آید. ثانیا راه انداختن تولید مستلزم مواد اولیه و مصالح کار و بازار فروش و وسایل حمل و نقل و پول آب و برق و بسیاری چیزهای دیگر است. این را نیز قطعاً و به درستی اضافه می کنید که اگر کارخانه را تصرف کنید در یک چشم به هم زدن تمامی نیروی انتظامی و سپاه و بسیج  و ارتش و دیگر نهادهای سرکوب شما را در محاصره خواهند گرفت و همه تان را راهی زندان و شکنجه گاه و شاید هم میدان تیر خواهند کرد. درمورد اداره کارخانه توسط کارگران، ما فکر می کنیم این کار دشوار هست اما غیرممکن نیست. به این دلیل غیرممکن نیست که درواقع و عملا همه کارهای کارخانه را کارگران انجام می دهند و سرمایه دار جز استثمار کارگران کار دیگری نمی کند. کاری که باید بشود این است که همین انجام کارها توسط کارگران شکل برنامه ریزی شده و شورایی به خود بگیرد. این کار به ویژه در آغاز البته دشوار است، اما با گذشت زمان روی غلتک خواهد افتاد و کارگران آن را یاد خواهند گرفت و به آن عادت خواهند کرد. درمورد فقدان مواد اولیه و وسایل دیگر نیز کارگران باید آن ها را از دولت بخواهند. مگر همین الان دولت به صاحبان کارخانه های نوع لامپ الوند میلیارد میلیارد وام نمی دهد؟ بسیارخوب! همین پول را به کارگران بدهد تا کارگران با آن مواد اولیه و دیگر نیازهای تولید را تهیه کنند. اما پاسخ شما درمورد سرکوب و دستگیری و شکنجه و زندان در تمامی سطوح و زوایایش عین واقعیت است. با این همه، همزنجیران، مگر ما همین الان شکنجه نمی شویم؟ مگر همین الان  در زنجیر اسارت امرار معاش به سر نمی بریم؟ قبول داریم که راه مبارزه سازمان یافته با سرمایه داری  بیش از راه زندگی معمولی مین گذاری شده است و از زمین و آسمانش خطر می بارد. اما راه دیگر چیست؟ آیا با روزهای طولانی در مسجد نشستن مشکل حل می شود؟ آیا کارفرما به شما و زن و فرزندانتان رحم خواهد کرد و همه را به سر کار باز خواهد گرداند؟ آیا دولت سرمایه داران جانب صاحبان سرمایه را رها خواهد ساخت و اشتغال مجدد شما را بر کارفرما تحمیل خواهد کرد؟ تمامی تجارب مبارزات کارگران ایران و آنچه که لحظه به لحظه در سراسر این مملکت در برابر دیدگان شما رخ می دهد به طور کامل عکس این را ثابت می کند. در انتظار راه حل سرمایه داران و دولت آن ها نشستن بستن طناب دار با دست خود بر گلوی خویش است. سرانجام این راه فقط بیکاری و گرسنگی و فلاکت و مرگ ناشی از گرسنگی و ذلت و بدبختی است. به این ترتیب می بینیم که راه دوم نیز کم خطر نیست.  راه اول شاید خطرناک تر باشد، اما امیدی به پیروزی بر بیکاری و فقر و سیه روزی دست کم برای فرزندانمان در آن هست. به نظر ما، هر عقل سلیمی این راه را بر راه دوم ترجیح می دهد. در راه اول، با سرمایه، که ما را به زانو درآورده است، دست وپنجه نرم می کنیم و می کوشیم آن را به زانو درآوریم.  در راه دوم، درمقابل آن سر تسلیم و خفت فرود می آوریم. در راه اول، دست همزنجیران خویش را می فشاریم و به یک نیروی عظیم طبقاتی تبدیل می شویم. در راه دوم، تک تک و پراکنده به ورطه درماندگی و نومیدی فرومی غلتیم. در راه اول، حتی اگر کشته شویم  بالاخره در پیکار برای رهایی خود و نسل های آینده  از جهنم  سرمایه داری کشته شده ایم. در راه دوم به صورت مفلوک و درمانده زیر فشار گرسنگی سرمایه جان داده ایم. راه اول راهی به سوی امید و پیروزی است. راه دوم سراسر یأس و شکست است.  

پس برخیز ای داغ لعنت خورده ! دنیای فقر و بندگی !

 

کارگران علیه سرمایه متشکل شویم !

کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری (منطقه تهران)

11 تیر 1387

www.hamaahangi.com

hamaahangi@gmail.com

برای تماس اینجا را کلیک کنید