|
LOو
سرعت گیری روند فروپاشی سندیکالیسم
اتحادیه سراسری
کارگران سوئد (
LO
) در طول چند سال اخیر بیش از 000 500 نفر از اعضای کلوب
ها یا
صندوق بیمه بازنشستگی خود را از دست داده است. این میزان کاهش عضو و استعفای
کارگران از سال 1909 به این سوی سابقه نداشته است. در سال مذکور، توده های
کارگر سوئد به دنبال شکست در یک اعتصاب بزرگ طولانی و مأیوس شدن از نقش جنبش
اتحادیه ای، در وسیع ترین سطح دست به استعفا زدند. روند استعفای کارگران از
عضویت اتحادیه اینک هر روز شتاب بیشتری می گیرد و ابعاد مسئله تا آنجا پیش رفته
که در کنگره اخیر
LO
یکی از مباحث بسیار داغ را به خود اختصاص داده است. خانم وانیا لوندبی ودین (
Vanja
Lundby Wedin
) رئیس
LO در
اجلاس نخست کنگره بخشی از نطق افتتاحیه خود را به همین موضوع اختصاص داد. او
خاطر نشان کرد که به احتمال زیاد یک ریزش 26 درصدی دیگر اعضا نیز در راه است.
روند خروج از
اتحادیه سال های زیادی است که آغاز شده است. دلیل آن، توضیح واضحات است. طبقه
کارگر سوئد در طول دو دهه اخیر عظیم ترین بخش امکانات رفاهی و اجتماعی خود را
از دست داده است و
LO
در سلاخی این امکانات به نفع طبقه سرمایه دار مؤثرترین نقش را ایفا کرده است.
قلع و قمع مبارزات کارگران در سوئد نه توسط « سپاه پاسداران» و « بسیج» که
اساساً توسط اتحادیه سراسری انجام می گیرد. در یک جمله ساده می توان گفت که در
سوئد سرمایه لحظه به لحظه تعرض می کند و اتحادیه کارگری با خلع سلاح کامل و
گسترده طبقه کارگر راه تعرض سرمایه علیه هست و نیست توده های کارگر را به وجه
احسن هموار می سازد. برای این که تصویر زمینی بسیار ملموسی از مسئله داشته
باشیم فقط کافی است در نظر بیاوریم که در سال های اخیر نرخ سود سرمایه های
سوئدی در سطح بین المللی در قله قرار داشته ، نرخ افزایش دستمزدها از همه
کشورهای اروپای غربی و شمالی کمتر بوده و بالاخره شمار اعتصابات کارگران یا در
واقع «توافق» ( توافق اجباری) اتحادیه کارگری با وقوع اعتصابات در نازل ترین
میزان قرار داشته است
استعفاها از دهه
90 قرن پیش آغاز شد، اما شتاب آن در دو سال اخیر بی سابقه بوده است. در سال 86،
با هجوم طاعونی ائتلاف راست تر بورژوازی به امکانات بیمه بیکاری و تنزل آن از
80 به 70 و سپس 65% سرعت خروج از
LO
به طور کم سابقه ای بالا رفت. این امر چند دلیل داشت. اولاً
LO
به هیچ نوع مقاومتی در مقابل این تعرض هار سرمایه دست نزد. ثانیاً و از آن بدتر
کثیف ترین و فاجعه بارترین نقش را در سرکوب نطفه های رو به رشد اعتراضات کارگری
بازی کرد. جمعیت وسیعی از کارگران در سراسر سوئد از اتحادیه خواستند که دستور
اعتصاب سیاسی علیه موج تهاجمات بورژوازی را صادر کند.
LO
نه فقط هیچ تمایلی به این کار نشان نداد که از همه شیوه های ممکن برای در هم
کوبیدن این جنب و جوش بهره گرفت. ثالثاً استفاده از حق بیمه بیکاری برای بخش
اعظم کارگران سوئد اصلی ترین و شاید هم تنها دلیل عضویت در اتحادیه است و
پیداست که با سلاخی این امکان توسط سرمایه و مشارکت مستقیم اتحادیه در این
سلاخی دلیل چندانی برای ادامه عضویت کارگران در
LO
باقی نمی ماند. رابعاً و بالاخره این که فرایند طولانی سرخوردگی توده های کارگر
از جنبش اتحادیه ای و آزمون تلخ آن ها از سرسپردگی اتحادیه به نظام سرمایه داری
به جایی رسیده بود که اتخاذ تصمیم به استعفا را اجباری می کرد.
رهبری اتحادیه
در کنگره اخیر، خطر فروپاشی
LO
را جدی گرفته است. مشکل این است که آنان هیچ راهی برای جلوگیری
از این خطر در پیش روی ندارند.
LO
نه فقط قادر به هیچ تغییری در مبانی کار خود نیست که از آن بدتر مجبور است گام
به گام با سرعتی هر چه بیشتر و پرشتاب تر در باتلاق همکاری انداموار با نظام
بردگی مزدی فرو رود و در همین راستا نقش باز هم فعال تر و هارتری در ساختار نظم
سرمایه برای تار و مار کردن امکانات معیشتی و رفاهی طبقه کارگر به نفع
بورژوازی ایفا کند.
LO
وجود داشته و وجود دارد تا تمامی شدت استثمار و بی حقوقی و بربریت سرمایه داری
را بر کارگران تحمیل کند. این کار تا چند سال پیش در جامعه سوئد، به دلائل
بسیار روشنی که در اینجا مجال طرح آن ها نیست، می توانست بدون سلاخی عنان
گسیخته و بی هیچ حد و حصر برخی دستاوردهای مبارزات گذشته کارگران صورت گیرد.
اما اکنون دیری است که دیگر چنین امکان و فرصتی در اختیار سران
LO
نیست. عصر، عصر تاراج آخرین لقمه های نان توده های کارگر توسط سرمایه با هدف
پاسخ به نیاز ماندگارسازی نظام سرمایه داری است و
LO
نیز باید بار این رسالت ننگین سرمایه دارانه را بر دوش گیرد. درست به همین
دلیل در عین طنز بودن بسیار شنیدنی است که کنگره اخیر
LO
درست در همان حال که برای ریزش شمار اعضایش داغدار است سخت مصمم است که برای
محدودکردن هر چه بیشتر حق اعتصاب کارگران با اتحادیه کارفرمایان وارد گفتگو
شود.
LO
از دیرباز تا امروز خواستار وقوع هیچ اعتصابی علیه سرمایه نبوده است. همه
اعتصابات را کارگران به زور بر سران اتحادیه تحمیل کرده اند. اما جالب است که
LO
همه این اعتصابات را به شکست کشانده است و با شکست هر اعتصاب عظیم ترین خدمت ها
را به آستان سرمایه انجام داده است. در طول روزهای اعتصاب کارگران، بر اساس
آنچه که
LO قبول
کرده است، سرمایه داران ملزم به پرداخت دیناری دستمزد به کارگران نیستند.
LO
این دستمزدها را از بودجه صندوق اعتصاب که توسط کارگران و حق
عضویت آنان تأمین می شود، پرداخت می کند. این امر به ویژه در بخش هایی مانند
سیستم درمان، یا آنچه که بورژوازی به دروغ « خدمات» می نامد، باعث می شود که
نهادهای دولتی سرمایه افزایش ناچیز دستمزد کارگران را با معافیت خویش از پرداخت
دستمزد روزهای اعتصاب بسیار راحت جبران کنند. فروپاشی اتحادیه و استعفای چند
صدهزارنفری اعضا بسیار سریع امکان پرداخت دستمزد روزهای اعتصاب را نیز از
LO می
گیرد و به همین دلیل احتمال توافق این اتحادیه با اعتصاب در سال های آتی شاید
به صفر نزدیک شود.
اتحادیه کارگری
LO
درطول دو
سال اخیر خدمات بسیار ارزنده ای به سرمایه کرده است. بورژوازی سوئد ببشتر و
بهتر از همه قدر این خدمات را می داند. تمکین اتحادیه سراسری به کاهش بیمه
بیکاری و در همین روزها بیمه درمان و تمامی امکانات دیگر به طبقه سرمایه دار
سوئد اجازه داده است که سطح دستمزدها را نیز بیش از پیش کاهش دهد. دلیل مسئله
کاملاً روشن است. امحای این امکانات به ویژه در شرایط وفور بیکاری و اجبار توده
های کارگر به رقابت برای فروش نیروی کار خود سبب می شود که سرمایه داران نازل
ترین سطح مزدها را بر کارگران تحمیل کنند.
جنبش اتحادیه ای
با سرعت زیاد در حال فروپاشی است، زیرا پراتیک ضد کارگری و سرمایه پسند آن به
سان تیغ در چشم کارگران عضو اتحادیه ها فرو رفته است. کسانی که آدرس این نوع
ابزارهای دست ساخت سرمایه را به طبقه کارگر ایران می دهند درخوش بینانه ترین
حالت دوستان ابله و ناآگاه طبقه کارگرند. درجامعه ایران، حتی در اوج رونق
سندیکالیسم، امکان تشکیل سندیکا و اتحادیه کارگری به اصطلاح مستقل وجود نداشته
است، چه رسد به اکنون که دوران افول سندیکالیسم است. عمر سندیکا سازی به سرعت
دارد به پایان می رسد، و هر آن کس که به این امامزاده بی معجزه دخیل ببندد
عرض خود می برد و زحمت کارگران می دارد.
ژوئن 2008
برای تماس اینجا را کلیک کنید |