|
ادامه اعتصاب
کارگران پرستار در سوئد
از شروع اعتصاب
پرستاران و کارگران دیگر بخش درمان سوئد بیش از چند هفته می گذرد. کارگران
همچنان بر تحقق مطالبات خود پای می فشارند و کارفرمایان با سرسختی تمام از
قبول خواسته های آنان امتناع می ورزند. بخش درمان سوئد توسط یک نهاد دولتی با
نام « شورای استان ها» اداره می شود و احزاب سیاسی راست و چپ عضو این شورا، نقش
سرمایه داران صاحب این بخش را ایفا می کنند. اعتصاب با شرکت حدود 2000 کارگر
پرستار و تکنیسین آزمایشگاه ها شروع شد. در هفته دوم، شمار کثیر دیگری از
کارگران دست از کار کشیدند و به همزنجیران خود ملحق شدند. تعداد پرستاران
اعتصاب کننده در هفته سوم باز هم افزایش یافت و بر اساس آخرین اخبار این تعداد
در 29 ماه مه از 4100 نفر متجاوز خواهد گردید.
حدود 10% کل
جمعیت کارگران بخش درمان در اعتصاب به سر می برند. سیستم درمان جامعه به صورت
بسیار تعیین کننده ای دچار اختلال شده است. نزدیک به 6000 عمل جراحی لازم برای
مدتی نامعلوم به تعویق افتاده و شمار ملاقات های الزامی پزشکی که در این مدت
الغا گردیده از مرز چندین هزار فراتر رفته است. بخش های مراقبت فوری و پذیرش
مصدومین سوانح در بسیاری از بیمارستان ها تعطیل شده اند و کار کارگران آن ها به
افراد شاغل بخش های دیگر محول گردیده است. با آغاز موج چهارم اعتصاب در چند روز
دیگر تمامی بیمارستان های مهم وابسته به مراکز بزرگ دانشگاهی مانند بیمارستان
شهر اپسالا، استکهلم، لوند، اوربرو، یوتالند و برخی جاهای دیگر باز هم گسترده
تر در محاق تعطیل فرو خواهند رفت.
یک نکته قابل
تعمق در این اعتصاب مقاومت بسیار سفاکانه همه کارفرمایان دولتی در مقابل
مبارزات مصمم و متحد کارگران است. بخش درمان مهم ترین و حیاتی ترین شریان زندگی
انسان ها در هر جامعه است. کارگران این بخش حساس ترین، پیچیده ترین، انسانی
ترین و در همان حال دشوارترین و پرمسؤلیت ترین نقش ها را به دوش می کشند.
صاحبان سرمایه نه فقط به خواست های مبرم و پایه ای این کارگران هیچ وقعی نمی
گذارند بلکه به سادگی آب خوردن، دفاع از هر یک کرون سود سرمایه ها را به جان کل
شهروندان نیازمند بخش درمان ترجیح می دهند. 6000 عمل جراحی اضطراری انسان ها را
به خاطر سوددهی فزون تر سرمایه ها متوقف می سازند، چندین هزار عیادت الزامی
پزشکان از بیماران را از وحشت کاهش یک کرون سود تعطیل می کنند. هفته های متوالی
توده وسیع شهروندان را از امکان مراقبت های فوری و حیاتی محروم می سازند تا
نکند که به کوه عظیم سودهایشان خدشه ای وارد گردد. صاحبان سرمایه و دولتمردان
نظام سرمایه داری در همان حال که از تحقق مطالبات پایه ای و حیاتی کارگران
پرستار سر باز می زنند به تمامی اعمال ستمگرانه ای که گفتیم نیز دست می زنند.
شاید عده ای عوام فریبانه ادعا کنند و چه بسا عده ای نیز ساده لوحانه باور
نمایند که گویا بخش درمان در جامعه ای مانند سوئد قلمرو سوداندوزی سرمایه ها
نیست! بیمارستان ها و کل سیستم درمان و پزشکی سوئد بخش جدایی ناپذیری از ساختار
نظم اقتصادی، سیاسی و اجتماعی سرمایه داری است. تا زمانی که سایه نظام بردگی
مزدی بر سر انسان ها سنگین است تأمین بهداشت و دکتر و دارو و درمان و در یک
کلام تضمین کامل سلامتی انسان ها وظیفه محتوم و بدیهی سرمایه است. دولت سرمایه
داری مجبور است که اقلامی از کوه عظیم اضافه ارزش های تولید شده توسط کارگران
را به این کار اختصاص دهد. اما هزینه سیستم درمان در سوئد حتی از اضافه ارزش
های تولید شده به وسیله کارگران هم پرداخت نمی شود. دولت های چپ یا راست سرمایه
ببش از 30% کار پرداخت شده کارگران را زیر نام مالیات از آن ها پس می گیرند تا
مقدار ناچیزی از آن را پس از کسر همه مخارج نظامی و انتظامی، دستگاه های عظیم
بوروکراسی و چاه ویل های بی انتهای حفاری شده توسط سرمایه بالاخره به بخش درمان
اختصاص دهند. هر کرون صرفه جویی در مصرف این مالیات ها و هر کرون کاهش هزینه
این بخش صرفاً کرونی است که به سرمایه و سود سرمایه داران اضافه می گردد. مخارج
تشکیل سرمایه ثابت آن ها را کاهش می دهد، هزینه های نظم تولیدی و سیاسی آن ها
را پاسخ می دهد و در یک کلام به سرمایه اضافه می گردد. اصرار تا پای جان
کارفرمایان برای فرار از قبول افزایش دستمزد کارگران پرستار فقط همین هدف را
دنبال می کند و دقیقاً به خاطردستیابی به همین هدف پلید ضدانسانی است که آنان
جان میلیون ها انسان نیازمند دارو و درمان را در معرض قمار شوم سوداندوزی های
خود قرارداده اند. این ها همه قانون ذاتی سرمایه است و جای هیچ تعجبی ندارد.
یک نکته مهم
دیگر در همین جا نقش سرمایه و بی نقشی نوع سرمایه داران است. در جریان این
اعتصاب کل طبقه بورژوازی سوئد با همه احزاب سیاسی نماینده اش از احزاب ماوراء
راست و انسان ستیز « دموکرات های سوئد»، «دموکرات مسیحی»، « محافظه کار»،
«مردم» و «میانه» گرفته تا طیف «محیط زیست»، «سوسیال دموکرات» و «چپ» همه و همه
در صف کارفرمایان قرار دارند. برخی از این احزاب و به طور مشخص چند حزب کوچک
«چپ» با جار و جنجال تمام خود را مدافع مطالبات کارگران پرستار معرفی می کنند.
اینان هر روز در این شهر و آن شهر در تظاهرات پرستاران شرکت می نمایند! در
حمایت از اعتصاب آنان نطق های آتشین ایراد می کنند! علیه احزاب رقیب سخن می
گویند و فراوان کارهای دیگر از این دست انجام می دهند. همین احزاب چند گام آن
سو تر از محل این کارها، به عنوان نمایندگان شورای استان ها در کنار سایر احزاب
راست و چپ سرمایه لباس کارفرمای کارگران درحال اعتصاب را بر تن دارند. هیچ کس
منکر این نیست که پاره ای از این احزاب به دلیل موقعیت اپوزیسیونی و ضعیف خود
شاید به طور واقعی خواستار افزایش دستمزد کارگران هم باشند. اما آنان مستقل از
چند و چون موقعیت حزبی و مستقل از اپوزیسیون بودن یا مسلط بودن در ساختار قدرت
سیاسی، به هر حال بخشی از کارفرمایان را تشکیل می دهند. نقش دولت بورژوازی
تحمیل نظم تولیدی، سیاسی، مدنی و اجتماعی بشرستیز سرمایه بر کارگران است. این
احزاب نیز با همه کوچکی و بی جودیشان بخش بسیار ناپیدایی از ساختار همین قدرت
دولتی هستند. سخن از راست یا چپ بودن، صاحب خصوصی یا دولتی سرمایه بودن و تعلق
به مدافعان سوسیالیسم یا کاپیتالیسم داشتن نیست. بحث بر سر رابطه خرید و فروش
نیروی کاراست، بحث بر سر رابطه تولید اضافه ارزش است. سخن از سرمایه به مثابه
یک رابطه اجتماعی است. کارگران پرستار سوئد به سان همه کارگران دنیا توسط
سرمایه استثمار می شوند. صاحب سرمایه هر کس می خواهد باشد. برای کارگر فرقی نمی
کند. آن که ملزومات ارزش افزایی سرمایه را بر کارگران تحمیل می کند، و آن که
نظم تولیدی و سیاسی و اجتماعی سرمایه را بر زندگی کارگران قفل می زند نیز جزئی
از طبقه سرمایه دار است. این جزء می تواند حزب چپ سوئد، حزب سوسیال دموکرات،
فلان حزب راسیست یا محافظه کار یا این و آن سرمایه دار خصوصی باشد.
مه 2008
برای تماس اینجا را کلیک کنید |