|
جنبش کارگری
آلمان و تقابل با رفرمیسم اتحادیه ای
75 سال از حمام
خون کارگران آلمان توسط هیتلر رئیس دولت فاشیست بورژوازی این کشور می گذرد. سال
ها پیش از آن تاریخ، سوسیال دموکراسی و رفرمیسم راست اتحادیه ای در متن یک تلاش
استراتژیک فرایند جایگزینی رویکرد ضد کارمزدی توده های کارگر با سیاست سازش را
به پیش می بردند و در همین راستا نردبان عروج قدرت را پیش پای هارترین و
تبهکارترین نمایندگان فاشیست سرمایه داری می گذاشتند. فاشیسم بر اریکه حکومت
سرمایه عروج کرد و سوسیال دموکراسی و جنبش اتحادیه ای خود نیز از مهلکه توفان
توحش بشرستیز آن جان سالم به در نبردند.
75 سال پس از
آن تاریخ، در آستانه اول ماه مه امسال، جنبش اتحادیه ای آلمان ترجیح داد که محل
همیشگی برگزاری این نمایش عظیم همبستگی انترناسیونالیستی و ضدسرمایه داری
کارگران شهر هامبورگ را به دست وارثان ددمنش نازیسم بسپارد، کار کثیف و ننگینی
که در همان دقایق نخست با موج اعتراض کارگران به ویژه نسل جوان تر آن ها مواجه
گردید. در فاصله میان انعقاد آن توافق نامه وقیحانه تا روز اول ماه مه، سیل
انتقادات کارگران ناراضی به سوی سران و مسؤلان جنبش اتحادیه ای سرازیر شد. این
کارگران در پیچ و خم همین اعتراض ها و ستیزها تصمیم گرفتند که در روز اول ماه
مه صفوف خویش را از مراسم معمول اتحادیه های کارگری به طور کامل جدا سازند.
آنان این کار را کردند و بیش از 10000 کارگر در خارج از مدار برنامه ریزی و
حیطه دخالت اتحادیه ها دست به راه پیمایی زدند. کارگران در طول راه پیمایی خود
در این روز از دایره تنگ شعارپردازی های سرمایه پسند و رفرمیستی اتحادیه ها
فراتر رفتند. همه جا شعارهای رادیکال ضد سرمایه داری سر دادند. تنفر و قهر و
خشم خویش علیه نظام بردگی مزدی
را به
نمایش نهادند و سیاست ها و رویکردهای ضد کارگری اتحادیه های متبوع خود را محکوم
کردند. جمعیت کارگران شرکت کننده در مراسم اول ماه مه، در خارج از مدار دخالت
اتحادیه ها چند برابر شمار کارگرانی بود که تحت رهبری سران اتحادیه ها مراسم
کاریکاتوری دروغین اول ماه مه را اجرا می کردند.
در اینجا چند
پرسش مهم و اساسی پیش روی همه کارگران آلمان و مناطق دیگر دنیا قرار می گیرد.
این پرسش ها به صورت بسیار ساده و فشرده این ها است:
1. تظاهرات اول
ماه مه امسال در شهر هامبورگ نشان داد که میزان نفرت و نارضائی توده های کارگر
نسبت به رفرمیسم اتحادیه ای ولو به شکل خودانگیخته و فاقد افق و سازمانیابی
بسیار بالاست.
2. آنچه کارگران
در شهر هامبورگ و در مراسم این روز ابراز داشتند در همان سطح اولیه و بی افق
خود گواه بسیار زنده و آشکار آمادگی بالای این کارگران برای اتخاذ یک بدیل
رادیکال ضدسرمایه داری در مقابل بدیل منحط سازش اتحادیه ای است.
3. وقتی که چنین
است، چرا کارگران نباید دست به کار ایجاد تشکل سراسری ضدسرمایه داری و سراسری
خویش شوند؟ آیا هر روز ادامه اسارت آنان در چنگ رفرمیسم اتحادیه ای روزی تأخیر
در خیزش متحد و متشکل آن ها علیه موجودیت نظام بردگی مزدی نیست؟. آری، حتماً
هست. و این موضوع مهمی است که هر فعال جنبش کارگری آلمان مستقل از این که در
کجای دنیای سرمایه داری متولد شده باشد باید آن را دریابد و برای غلبه بر آن
مبارزه کند.
مه 2008
برای تماس اینجا را کلیک کنید |